رهایی
پرده های سنگین سکوت را کنار زدم
خاطرات تلخ و شیرین گذشته را رها کردم
صداهای نامفهوم
نگاه های یخ زده را فراموش کردم
آزاد شدم
پرواز کردم و شعر خواندم
رقصیدم
شعر گفتم و خندیدم
پرده های سنگین سکوت را کنار زدم
خاطرات تلخ و شیرین گذشته را رها کردم
صداهای نامفهوم
نگاه های یخ زده را فراموش کردم
آزاد شدم
پرواز کردم و شعر خواندم
رقصیدم
شعر گفتم و خندیدم
باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر، ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه
از میان کوچه های خستگی می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم ز شوق بچه ها اشتیاقی در نگاه مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط خنده های قاه قاه مدرسه
باز بوی باغ را خواهم شنید از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید سرخ بر تخته سیاه مدرسه
هر سال روز اول مهر دلم برای مدرسه تنگ می شه، دلم می خواد برم مدرسه. امروز صبح از جلوی دبستانم رد شدم ، دبستان دخترانه سارا همون مدرسه با حیاط درن دشت و درختای قدیمی و تنومند، تنه های درختای قطع شده که هنوز ریشه هاشون تو خاک بود و اونقدر بزرگ بودن که ماها 5 یا 6 نفری روشون مینشستیم و بازی میکردیم، در وپنجره های چوبی کلاسای درس، معلمای خوبم خانم هالی و قادری و سلیمی و دولو و ملک محمدی (عاشقشم) وای که چقدر دوسشون داشتم ودارم، دوستای خیلی خوبم شیلا و ساقی و آذین دلم برای همشون تنگ شده.
زنگ خونه که می خورد بعد از رد شدن از عرض خیابون (بچه های انتظامات که معمولا کلاس پنجمی بودن و لباسای مخصوص می پوشیدن راه ماشینا رو می بستن) تندی میرفتم تو مغازه ی آقای بنفشه که روبه روی مدرسه بود، پر بود از لوازم التحریرای قشنگ و کتاب و اسباب بازی هنوزم هست هر بار یه پاک کن یا تراش فانتزی ازش می خریدم بعد می رفتم تو سوپر مارکت کناریشو یه بسته پفک هندی می خریدم اون وقت راه می افتادم به سمت خونه از کنار رودخونه که رد می شدم می پیچیدم تو کوچه ی مدرسه دین ودانش (همون مدرسه که به خاطر دو شیفته بودن پامو کردم تو یه کفش که دوسش ندارم و اونجا نمی رم و مامانم مجبور شد منو ببره مدرسه سارا اسممو بنویسه)بعد از تموم شدن کوچه از جلوی مغازه ی حسین آقا که رد می شدم دیگه رسیده بودم به کوچه ی خودمون .... دلم برای همه ی خاطره هام تنگ شده.
ولی الان جای مدرسه ی سارا یه برج بزرگ ساختن امروز صبح با حسرت به اون برج نگاه کردم و آه کشیدم الان جای اون درختای بلند و تنومند و سبز یه برج نشسته هم قد همون درختا ولی سبز و دوست داشتنی نیست.
مدرسه سارا هر چی هم جای تو درست کرده باشن بازم هر بار که از جلوت رد می شم تو رو میبینم هنوزم دوست دارم.