چه کسی

 

چه کسی نگاه کرد مرا آنگاه که در آستانه ی تنهایی ایستاده بودم

برق نگاه چه کسی شعله ی خاموش امید را در دلم روشن نمود

چه کسی صدا کرد مرا آنگاه که در دل تنهایی غرق شده بودم

طنین صدای چه کسی جوانه ی پژمرده ی عشق را در دلم شاداب نمود

چه کسی ایستاد در کنارم آنگاه که من در انبوه جمعیت تنها بودم

حضور گرم چه کسی دل تنهایم را نوید رهایی بخشید

چه کسی خواند نامم را آنگاه که بودنم را فراموش کرده بودم

دستان گرم چه کسی دستانم را فشرد آنگاه که از سرمای تنهایی بی حس شده بودم

چه کسی در آغوش گرفت مرا آنگاه که در نهایت زندگی بی همراه سرگردان بودم

گرمای آغوش چه کسی دوباره مرا به زندگی برگرداند

چه کسی بوسید مرا آنگاه که با نگاهی ثابت به کوهها خیره بودم

داغ بوسه ی چه کسی روح مرا تا بلندای آن کوهسار پرواز داد

چه کسی بوئید، بوسید، در آغوش گرفت.....

هفتم آبان روز كورش بزرگ و روز پاترمی (ملی) ايران خجسته باد

گوشزد: اين نوشتار به پارسی سره نوشته شده است، از اين روی واژگان درون كمانك‌ها (پرانتزها) واژگان بيگانه هستند و واژگان درون ابروها {آكولاد‌ها} برای روشنگری آمده است.

 

هفتم آبان سال ١١٩٩ ايرانی برابر با ٢٩ اكتبر سال ٥٣٩ پيش از زايش (ميلاد) يا ٢٥٤٧ سال پيش در چنين روزی، كورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ي شهر بابل، اندر آن شهر بزرگ و باشكوه و بسيار كهن شد.

مردم بابل گمان مي‌كردند كه اكنون با چپاول، كشتار و دست درازی به جان، دارايی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروايی زورگو و ستم گر بر آنان شهرياری خواهد كرد ولی كورش بزرگ و سربازانش نه تنها چنين نكردند ونكه (بلكه) او فرمان آزادی و برابری داد. فرمانی كه در سال ١٩٧١ زايشی (ميلادی) از سوی سازمان پاترمانی هم‌پيمان (سازمان ملل متحد) همچون نخستين بيله‌ی (منشور) آزادی مردم در جهان شناخته شد.

نكته‌های برجسته‌ی بیله‌ی كورش بزرگ:

آزادی همه‌ی زندانيان يهودی و آزادی كيش و باور در شاهنشاهي او.

آزادی همه‌ی برده‌ها، كورش بزرگ هرگز در جنگ‌های خود برده يا دستگير جنگی نمی‌گرفت.

برابری برای همه از هر نژاد و تيره و گُن (جنس) در همه‌ی زمينه‌های چپيره‌ای (اجتماعی) در شاهنشاهي او.

 

کورش بزرگ پيرو آيين زرتشت بود ولي به خداي بابليان ارج نهاد و به پرستشگاه مردوک رفت و در همان پرستشگاه تاج گذاري کرد. با اين كار هم آزادی باور و كيش را گرامی داشت و هم آشتي و دوستی خود را به بابليان نشان داد.

 

كورش بزرگ، کشورهای شکست خورده را وادار به فرمان برداري نمی کرد و آنان می توانستند فرمانروای خود را خود برگزینند، كه نام آن شَهرَپ (ايالت) بود. {ياد‌آوري: ساتراپ يونانی شده‌ی  شَهرَپ‌ پارسی است}

شَهرَپ‌هاي شاهنشاهي ايران همان آزادی گزينشی را دارا بودند كه امروزه در شَهرَپ‌های هم‌پيمان آمريكا (ايالات متحده آمريكا) می‌بينيم.

هوشمندي کورش بزرگ برآیند آمیختگی دو تيره‌‌ي بزرگ آريايي، پارس و ماد {ماد =  آذریان و کُردان} بود. آمیختگی این دو تيره ایران بزرگ را ساخت، کورش بزرگ را پديد آورد و در كارنامه‌ي جهان شگفتی آفرید. این آمیختگی پارس و ماد یا پارس و آذری و كُرد و ديگر تيره‌های ايراني هرگز جدا شدني نیست و یک پارچگی این بوم را در پناه خود دارد.

و چنين گفت آن ابَر مرد كارنامه‌ی (تاريخ) جهان:

فرمان دادم تا كالبدم را بدون تاپوت (تابوت) و موميايي به خاك به سپارند، تا پاره هاي تنم خاك ايران را درست كند.

روانش شاد و روز پاترمی (ملی) ايران بر همگی خجسته باد.

 

با شکر از سیامک عزیز

siamack7@yahoo.com

http://siamack7.blogfa.com

 

پس‌گشت‌ها (منابع)

 

برای سَرَه نويسی از واژه نامه‌های زير ياري گرفته شده است:

واژه ياب، فرهنگ برابرهای پارسي واژگان بيگانه، در سه پوشينه (جلد)، از ابولقاسم پرتو، انتشارات اساطير

فرهنگ نامه‌ی پارسی آريا از ج. دانشيار، انتشارات فرهنگ مردم، سپاهان (اصفهان)