خشکیدم
تو خاطره ی خشکش خشکیدم، هنوز دست از سرم بر نمی داره و من با اینکه میدونم تو خاطره ی خشکش خشکیدم ولی بازم سنگینی دستشو رو سرم تحمل می کنم و از این سنگینی کرخت که همه ی مغزم وکرخت می کنه لذت می برم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 16:9 توسط مینا
|